

کتاب ابله از فئودور داستایفسکی ترجمه سروش حبیبی
1,000,000 تومان قیمت اصلی: 1,000,000 تومان بود.750,000 تومانقیمت فعلی: 750,000 تومان.
«ابله همة استانداردهای نقد ادبی را نقض کرده، اما بهگونهای به عظمت واقعی دستیافته است.» این سخن گری سال مورسون درمورد رمان ابله اثر داستایوفسکی است. کتابی که با گذشت بیش از یک قرن از انتشار آن، به عقیدهی بسیاری از منتقدین در ردیف شاهکارهای ادبی تاریخ قرار میگیرد.
برای توضیحات بیشتر در مورد کتاب به پایین صفحه بروید و برای ثبت سفارش روی دکمه افزودن به سبد خرید کلیک کنید

زود میفرستیمش با پست پیشتاز !
از شهر تا روستا، کتابتو سریع و مطمئن میفرستیم!
خرید کتاب با ترجمه روان از بهترین ناشران
با ترجمهای روان و دقیق، معنای واقعی کتابو تجربه کن!
معرفی کتاب ابله ترجمه سروش حبیبی
گفتار اندر معرفی کتاب
ابله رمانیست به قلم فئودور داستایفسکی، نویسندهی مشهور، پرآوازه و محبوب روس که در ایران توسط مترجمان مختلفی چاپ و نهایتا منتشر گردیده است، اما من این کتاب را با ترجمهی خوب و روانِ آقای «سروش حبیبی» و چاپِ «نشر چشمه» مطالعه کردم که حاوی موخرهای بود از ترجمهی نقد مفصلی که توسط آقای «کنستانتین ماچولسکی» که یکی از منتقدان بزرگ و سرشناس روس است و دست برقضا سابقهی بلند بالایی در نقد و بررسی آثار داستایفسکی دارد برای این کتاب نوشته شده و این موخره نیز پس از پایان کتاب برای فهم بیشتر کتاب برای من بسیار با اهمیت بود و نقش مکمل را داشت.
داستان کتاب
پرنس لییو نیکلایویچ میشکین، شخصیت اصلی رمان که پیشتر با حمایت و خرج مردی خیرخواه به نام «نیکلای آندرهیویچ پاولیشچف» به جهت درمان بیماری سرع به سوئیس سفر کرده بود هماکنون بر روی صندلی قطار نشسته و در حال برگشت به کشور خود است.
در قطار با دو شخص به نامهای «پارفیون سمیونوویچ راگوژینی» و «لوکیان تیموفیییویچ لیبدف» آشنا میشود که این آشناییمنجر به شنیدن نام زنی به نام «ناستاسیا فیلیپوونا باراشکوا» میگردد که سرانجام این آشناییها خمیرمایهی نانِ داستایفسکیست.
نظر خوانندگان کتاب ابله اثر فئودور داستایفسکی ترجمه سروش حبیبی
مدتی پیش بعد از فارغ شدن از مشکلات تصمیم گرفتم یک رمان بخونم و «جنایات و مکافات» رو انتخاب کردم اما یکی از دوستام داشت ابله رو میخوند و با تهدید و ترعیب من رو واداشت که ابله رو بخونم!
1. داستان درباره شخصی سادهدل و پاکنهاد به نام شاهزاده میشکین است که پس از معالجه امراض روانی و صرع از سوئیس به روسیه میاد و در قدم اول عاشق دختری بدنام به اسم ناستازی میشه. شاهزاده معصومی که میاد و کثافتهای جامعهش رو میبینه و هیچوقت نمیتونه خودش رو با اون وفق بده و در آخر از خودکشی صحبت میکنه و دستِ آخر به همون دیوونگی پناه میبره. نقطهقوت رمان به جرأت شخصیتپردازی اونه! شاهزادهی ابله گاهی اونقدر آگاه و به هوش میشد که در موعد مقرر، ابله بودن اون کاملاً من رو آزار میداد و چقدر باورپذیر ابله بودن و آگاه بودن اون کنار هم جمع شده بود و تیشهای به داستان نمیزد. شخصیت شاهزاده در درجهی اول خیلی عجیب بود. شخصیتی که در عین قهرمان کلاسیک بودن گاهی به ضدقهرمان هم نزدیک میشد. شخصیتی که هر وقت در جمع قرار میگرفت تب میکرد و مریضی به سراغش میاومد و تحمل آدمها رو نداشت. شخصیت جذاب دیگه ناستازی بود. ناستازی شخصیتی با بلاتکلیفیهای روانی مخصوص به خودش… شخصیتی که بد نیست و بدنامه! شخصیتی که در عین حال که دوستش داری ازش متنفر هم هستی. شخصیت جذاب دیگهای که برای من وجود داشت پاولیچف بود با اینکه هیچگاه به صورت مستقیم در داستان حضور نداشت و تنها در خاطرات بهش اشاره میشد. شخصیتی که تو ذهن شاهزاده قدرتمند و پاک بود و هربار با قسمتی از زندگیش روبهرو میشد که اون رو به تردید مینداخت و یا زوایای پنهان زندگیش رو به اون نشون میداد.
من با رمانهای زیادی ارتباط برقرار کردم اما تنها دو رمان بود که تونستم همزادپنداری خیلی نزدیکی با شخصیت داشته باشم اولین رمان «زوربای یونانی» بود که من خیلی شخصیت خودم رو نزدیک به اربابِ زوربا میدونستم و اینبار شاهزاده خیلی من رو تحتتأثیر قرار داد.
تعلیقها نیز به نسبت مناسب و قدرتمند بود. شخصیت آگلائه و عشقی که بین شاهزاده و او وجود داره خودش کمک به تعلیق میکنه. اما گاهی نوع روایت فضا از رئالیسم فاصله میگرفت و به رمانتیک نزدیکتر میشد. فضاسازی هم کمتر در خدمت داستان بود و بیشتر بستری برای رخ دادن داستان در اون بود. تنها جایی که خیلی خوب توصیف شده بود و در خدمت داستان بود آپارتمان روگوژین بود. با این اوصاف بسیار بسیار بسیار از خوندن این رمان لذت بردم و باهاش حال کردم.
2. ابله کتابی بود که کل هزار و خوردهای صفحهش مشتاقم میکرد که ادامه بدم. خط داستانی عالی و کاراکتر پردازیها و فوقالعاده بود. هرچی بیشتر میگذره بیشتر به نبوغ داستایوفسکی توی خلق شخصیتهای پیچیده و واقعی و روانشناسیشون پی میبرم. برخلاف جنایت و مکافات که داستان حول یک جنایتِ انجام شده بود، تو ابله اون جنایت به طور بالقوه توی همه شخصیتها وجود داره و رذالتشون خیلی زیرپوستیتر و وحشتناکتر از کاریه که راسکولنیکف میکنه. اینجا همه جنایت، طمع، دورویی و حرص رو دارن و اگر نداشته باشی ابله به نظر میای و بخوای سادگی قلبت رو حفظ کنی همه این کثافتها بهت میپیچه رو تورو با خودش پایین میکشه. پرنس میشکین واقعا کاراکتر بینظیریه و خیلی میفهمیدمش تو این مدت.
3. شاید بهتر باشد تو هم بدانی.
بگذار بگویمت که قصد دارم تا آخر به گناهانم ادامه دهم.
چون گناه شیرین است، همه به آن بد میگویند، اما همگی آدمها در آن زندگی میکنند. منتها دیگران در خفا انجامش میدهند و من در عیان؛
و این است که دیگر گناهکاران به خاطر سادگی ام بر من میتازند.
.
.
.
.
.
روزی که این کتاب رو شروع کردم با توجه به ذهنیاتی که داشتم و نظریاتی که راجع به رمان های روسی داشتم گفتم که با این حجم از صفحه ( ۱۰۰۲۸ ) دست کم ۱ ماه معطل خوندن این اثر میشم ولی ترجمه درخشان آقای حبیبی و زیبایی داستان این امکان رو توی یک هفته ممکن کرد
رمان ابله شاید بهترین کتاب داستایوفسکی نباشه ولی جز ۳ کتاب برتر این نویسندست داستانی به شدت گیرا و خاص که موقعی که در حال خواندن هستین متوجه گذران ساعت و تعداد صفحات نیستین
داستان درباره آخرین بازمانده ی یک خانواده اصیل روسی است که از بیماری صرع رهایی یافته و به پترزبورگ می آید. او فکر میکند که به سطحی از حکمت رسیده است که دیگران نرسیده اند و دلش میخواهد آن را با مردم در میان بگذارد تا بیشترین بهره را از زندگیشان ببرند اما مردم او را مسخره میکنند و ابله می نامند
داستایوفسکی در این اثر آشکارا کوشیده که ثابت کنه جهان امروز او اماده ی پذیرش شخص ارمانی او نیست.
نظر شخصی من اینه که بخونین این کتاب رو چون علاوه بر داستان جالبی که داره پر از نکته های زیباست و میشه کلی چیز جالب از توش یاد گرفت.
درباره فیودور داستایوفسکی نویسندهی کتاب ابله
فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی یکی از بزرگترین نویسندههای سرشناس روس، در 11 نوامبر 1821 در «مسکو» پایتخت روسیه به متولد شد. داستایوفسکی در دانشکدهی نظامی تحصیل کرد و مدتی در وزارت جنگ مشغول به کار بود و در همان زمان فعالیت در زمینهی ادبیات را آغاز کرد. او کتاب «اوژنی گرانده» اثر «اونوره دوبالزاکِ» فرانسوی را به روسی برگرداند.
اولین کتاب داستایوفسکی، «بیچارگان» در سال 1846 منتشر شد و انتشار این کتاب باعث شد تا نام داستایوفسکی بر سر زبانها بیفتد.
این نویسندهی برجسته سرانجام پس از 60 سال زندگی، در نهم فوریه 1881 میلادی در شهر سنپترزبورگ درگذشت و در قبرستان تیخوین به خاک سپرده شد. از ویژگیهای بارز نوشتههای او میتوان به واقعی بودن و صداقت و روان بودن داستانها اشاره کرد که ذهن هر خوانندهای را درگیر خود میکند.
کتاب ابله برای چه کسانی مناسب است؟
رمان ابله یکی از شاهکارهای ادبیات روسیه و جهان است و از اینرو به تمامی علاقهمندان به روان آدم ایزاد و رمان روسیه توصیه میشود این اثر را مطالعه کنند.
در بخشی از کتاب ابله میخوانیم
آقای زالیوژف به من گفت: «این زن از طبقه تو نیست. او یک شاهزاده خانم است اسمش ناستازیا فیلییوونا و نام خانوادگیش باراشکوف است و با توتسکی زندگی میکند. توتسکی نمیداند چگونه خود را از شر او برهاند. چون او پنجاهوپنج سال سن دارد و قصد دارد با زیباترین دختر پترزبورگ ازدواج کند. بعد گفت که میتوانم ناستازیا فیلییوونا را در سالن بزرگ نمایش باله و در لژ مخصوص خودش ملاقات کنم. در خانهی ما پدر آن قدر سختگیر بود که اگر کسی صحبت از تئاتر و باله میکرد کشته میشد. اما من پنهانی به تئاتر رفتم و ناستازیا فیلیپوونا را یک بار دیگر ملاقات کردم. آن شب تا صبح بیدار بودم. صبح روز بعد مرحوم پدرم دو برگ از اوراق قرضه پنج درصدی که هریک به ارزش پنج هزار روبل بود را به من داد و گفت: «اینها را بفروش» هفت هزار و پانصد روبل آن را به دفتر آندریف ببر و حساب او را پرداخت کن. بقیه را فورا برای من بیاور. هیچ جای دیگر نرو، منتظرت هستم.» اوراق را به پول نقد تبدیل کردم اما نزد آندریف نرفتم بلکه مستقیم به فروشگاه انگلیسیها رفتم و یک جفت گوشواره با نگینهای الماس که هر یک به اندازه یک فندق بود خریداری کردم. چهار صد روبل کم داشتم اما وقتی خودم را معرفی کردم فروشنده به من اعتماد کرد. گوشوارهها را گرفتم و نزد زالیوژف رفتم و به او گفتم: «دوست خوبم مرا نزد ناستازیا فیلیپوونا ببر با هم راهافتادیم. نمیفهمیدم کجا راه میروم، دور و اطراف خود را نمیدیدم. حتی به یاد نمیآورم چگونه به آنجا رفتم. مستقیم به اتاق پذیرایی او رفتیم. خودش نزد ما آمد. خودم را معرفی نکردم اما زالیوژف گفت: «این هدیه از طرف پارفیون راگوژین است. به یاد شب گذشته که شما را از دور ملاقات کرده. آن را بپذیرید.» او در جعبه را باز کرد. نگاهی به گوشوارهها انداخت و با لبخند گفت: «از طرف من از دوستتان به خاطر محبتشان تشکر کنید.»
اگر قصد خرید رمان جذاب ابله را دارید روی دکمه افزودن به سبد خرید در اول صفحه کلیک کنید.
مشخصات |
شابک: |
---|
امیر شاهان –
چقدر عالی بود. یکی از بهترین رمانهایی که امسال خواندم. داستایوسکی نابغه همیشه باعث بهت و حیرت من میشود.
محمدمهدی صفا –
اگر بخواهیم نویسندگان کلاسیک را بر اساس شخصیتهای ماندگاری که به ادبیات جهان هدیه کردهاند ارزیابی کنیم بدون شک فیودور داستایوسکی یکی از نویسندگانی است که در این ارزیابی جایگاهی ویژه دارد. بسیاری از شخصیتهایی که داستایوسکی در آثارش خلق کرده امروزه به شخصیتهایی مثالی بدل شدهاند؛ شخصیتهایی که در موقعیتهای خطیر و خاص یادشان میافتیم.
bachemma –
ابله شخصیترین رمانِ داستایوسکیه. شاهزاده میشکین خودِ داستایوسکیه. فردی تهی دست و بیمار و غریب در دهکده ای دورافتاده که سویس زندگی میکنه و حملهی صرع عذابش میده و در همین حال رویای بازگشت به وطن باعث شده هر چی دربارهی روسیه دستش برسه بخونه. داستایوسکی هم در اروپا مقروض و مبتلا به بیماری صرع بود و دلتنگیش برای وطن باعث شده بود هر چی دربارهی روسیه دستش برسه بخونه و فکر کنه. برای شناخت شخصیت داستایوسکی نویسنده باید شخصیت شاهزاده میشکین را شناخت
nasir ahmad –
«ابله» رو در زمان سربازی خوندم. ساعت ۲ صبح زمستان بیدارم میکردند که پاشو برو سر پست، من هم در دژبانی رو نیمهباز میکردم، بخاری رو تا ته میدادم بالا و این رمان درخشان و پرپیچش را با حیرت و لذتی تکرارناشدنی میخوندم. (البته میدونم هدر دادن انرژی کار بدیه ولی خب، بر لذتم میافزود😅)
شعیب –
با بستهبندی عااالی به دستم رسید. ممنونم از هشتگ کتاب🌺